حسن و قبح تجاوز!
امروز در سطح رسانه ها یکی از موضوعات داغ و قابل توجه، موضوع پیمان ستراتژیک کابل- واشنگتن می باشد، موضوعی که باید از سوی همه صاحبان اندیشه و خرد بر آن توجه لازم صورت گیرد، و بر اساس درک و در نظر داشت منافع کلان ملی افغانستان روی آن تحلیل صورت گیرد، و باید ابعاد آن، از همه جوانب سنجیده شود، مفاد و مضار آن بر اساس منافع ملی افغانستان نه منافع ملی کشورهای رقیب، یا احیانن دشمنان امریکا یا افغانستان، تحلیل شود، و باید در این فرصتی که هست، تدابیری اندیشیده شود، که این معاهده به نفع جانب افغانی به امضاء برسد، یا اینکه آنقدر دلایل مکفی ارائه شود، که نمایندگان مردم در لویه جرگه ای که به همین منظور تدویر می شود، آن را رد و خلاف منافع ملی کشور تشخیص دهند.
اما در هفته ای که گذشت، در تاریخ 1390/01/27 هفته نامه (...) تحت عنوان "كبراي مسئله پايگاه موقتي يا دايمي" به این موضوع پرداخته است، حقیقتش این است، وقتی این مطلب را خواندم، باورم نشد که نویسنده آن یک افغانی باشد، تصور کردم، کدام ترجمه ای هست و یا کدام نوشته ارسالی از کدام کشور دیگر هست، که سخت آشفته و عصبانی می باشد، از اینکه چنین معاهده ای میان دو کشور افغانستان، و امریکا به امضاء می رسد، چون در گذشته هم وقتی که پیمان خط لوله دوستی، (لوله گاز) ستراتژیک ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند به امضاء رسید، چنین عصبیت هایی از سوی بعضی همسایه های افغانستان رخ نما گردید، هر چند آنان شایسته ملامت نبودند، زیرا آنها بیش از 50 سال است که بر روی این خط لوله پلانگزاری کرده بودند، و برنامه هایی چیده بودند، که از منفعت آن به کجا ها برسند، اما به یک باره افغانستان کشوری که در هیچ گوشه ای از محاسبات آنها جای نداشت، و انسانهای افغانی را تازه به عنوان انسان قبول نداشتند، و در بلاد خودشان با آنها همانند زباله ها بر خورد می کردند، و با همین دید بود که مهاجرینش را از چهار منزله ها به زمین پرتاب می کردند، پیدا شد، و خواب پنجاه ساله آنها را آشفته ساخت!
ولی وقتی دقت کردم، دیدم این نوشته را در سر مقاله خویش نیز جای داده است، تازه به یاد شنیده ای افتادم، که دوستی می گفت، در افغانستان جرایدی را بعضی از کشورها منتشر می کنند، که فقط نام و صاحب امتیازش از عناصر ضعیف و ... افغانی می باشد، ولی در حقیقت همه آن نوشته ها و جهت گیری ها، از بیرون مرزها تهیه و تنظیم می شوند، تا به خورد ملت افغانستان داده شود، و از این طریق آنها به اهداف خود برسند، یک لحظه فکر کردم، این یکی از همان جراید باشد، ولی با خود گفتم، چه فرق می کند، یا از اینجا و یا از آنجا، مهم این است که چه گفته است، نوشته را تا آخر خواندم، واقعن متاثر شدم، چون واقعن پایه های استدلالش چوبین که چه عرض کنم، به قول مولانا بی تمکین و بی ادبانه بود!!
البته این نوشته از جنبه های مختلف قابل نقد و توجه است، اما ما در این فرصت فقط به چند نکته توجه خوانندگان را جلب می کنیم، آنجا که نویسنده محترم، وقتی در پای استدلال ضعف خود را آشکار می بیند، پناه می برد به تحریک احساسات، و یا به عبارت دیگر، تحریک غیرت ناموسی! به این جمله توجه کنید: " هم اكنون شهروندان جزاير اطراف پايگاههاي امريكا در جاپان و ساير كشورها از تجاوز عساكر امريكائي ها به نواميس شان به ستوه آمده..."
من اینجا به عنوان اولین سوال می خواهم از نویسنده این مطلب بپرسم که آیا از نظر شما فرق میان تجاوز هم هست؟ آیا اگر به کسی تجاوز شد، و شما قاضی بودید در محکمه، خواهید پرسید که این فرد تجاوز گر، کیست، و بعد بر اساس شناخت از آن فرد حکم صادر خواهید کرد و یا اینکه نه هرکس و با هر چهره و تباری که باشد، حکم تجاوز گر از نزد شما و قوانینی که به آن احترام دارید یکیست؟
سوال دیگر این است که منصفانه بگوئید در طول همه این سالها در افغانستان(سه دهه بحران) هیچ تجاوزی صورت نگرفته است؟ شاید بگوئید هرگز! ولی من از شما سوال می کنم، که براستی آنچه که در افشار رخ داد، چه بود؟ آیا شما هنوز هم انکار می کنید که در افشار، پستان زنان بریده نشد؟ آیا شما هنوز هم انکار می کنید که صدها فجایع در همه کابل رخ نداد؟ آیا وقتی تاکهای شمالی آنگونه بی رحمانه به آتش کشیده شد، هیچ تجاوزی هم صورت نگرفت؟ آیا وقتی در بامیان و یکاولنگ و... به خانه های مردم هجوم برده شد، خانه هایشان به آتش کشیده شد، تجاوزی صورت نگرفت؟ آیا وقتی یک انسان معتقد همشیره خود را در خانه یک پیر مرد می گذارد تا به او درس فلسفه بیاموزد، او تحت عناوین شرعی مرتکب تجاوز می شود، برادرش را که مدعی پرسشگری این تجاوز می شود، از پشت به گلوله می بندند، شما آن را تجاوز نمی گوئید؟ در حالیکه در جاپان صرفن یک عسکر مرتکب یک ادامه ص 4
عمل غیر اخلاقی شد، و در محکمه عادلانه هم محکوم گردید، و به سزای اعمال خودش هم رسید، آن را تجاوز گفته و بزرگ نمایی می کنید، چرا؟
شاید استدلال شما این باشد که هراتفاقی که در تحت زعامت قدرتمندان داخلی صورت گیرد، آن تجاوز محسوب نمی شود؟ من نمی دانم، با چنین استدلالی به کجا می خواهید بروید؟
ما می گوئیم که حضور پایگاه دراز مدت نیروهای آمریکایی یک ضرورت است، این ضرورت به خاطر این است، که هنوز در کشور افغانستان چهره هایی همجون جناب عالی هستند، که همه فجایع را که تصاویرش هم وجود دارد تجاوز نمی نامید، و هنوز هم حاضر نیستید، که هیچ یک از این متجاوزین به هیچ دادگاهی سپرده شود، چون هنوز هم به نام افغانی بر طبل کشوری می کوبید، که وقتی اسناد تجاوز در زندانهایش را افشا می کنند، به جای آنکه در یک محکمه برده این اسناد وشواهد مورد بررسی قرار گیرد، شهود را اعدام و کسانی را که این اسناد را بر ملا کرده اند، در خانه هایشان محبوس می کنند، وجود دارد.
ما می گوئیم که حضور نیروهایی امریکایی تحت یک معاهده دو جانبه ضرورت است، و باید در این معاهده به ریز مسایل توجه صورت گیرد، و اگر شما صادق هستید، باید منشوری از پیشنهادات اصلاحی خود را نشر کنید!
ما می گوئیم که حضور نیروهای امریکایی یک ضرورت است، به خاطر اینکه دیگر انسان افغانی به خون انسان هموطنش تشنه نگردد، تا دیگر تاریخ این کشور شاهد بریدن پستان زنان نباشد، تا دیگر هیچ کس در این سرزمین به نام این قوم و آن قوم شاهد تجاوز به هیچ خواهری نباشد، تا هیچ گاهی کسی نشنود که فلان رهبر فلانی را از کوه پرتاب کرد، فلانی را در خانه اش، کشت، به خواهر فلانی تجاوز کرد و... و هیچ کس هم هراسی نداشته باشد که برای پیگیری حقی از خود، متوصل به یک محکمه عادلانه گردد، برای مطالبه حقی که تصور می کند، پایمال شده است.
و ما این حضور را به منفعت افغانستان و انسان افغانستانی می دانیم، طبیعی هست، که هر حرکت ممکن است به زیان دیگران هم تمام شود، شما خوب می دانید، که امروز زمینهای افغانستان تشنه هست، برق از خارج خریداری می کنیم، ولی به محض اینکه همین ابهایی افغانستان که به کشورهای مختلف سرازیر می شوند، بر زمینهای افغانی سرازیر شود، آنها زیان خواهند، کرد، همین ابها اگر به بند های برق تبدیل شود، و بعد بر روی زمینهای خشک رسانیده شود، آنها زیان می کنند، آیا ما بازهم به خاطر نرنجیدن همسایه ها از منافع ملی خود صرف نظر نمائیم.
من برای شما متاسفم، که هنوز این واقعیت را با نام "جوکهای مضحک" در نشریه خود یاد می کنید، و رسیدن به یک عزت را در سایه صلح و امنیت، "خفت و زبونی" می خوانید!
و من بار دیگر امید وارم که این نوشته از شما نبوده باشد، نا خوانده اطاعت ارباب کرده اید و در سر مقاله آن را نشر کرده اید، وگرنه جای تاسف دارد، که شما هنوز چشم نداشته باشید که ببینید جاپان در سایه حضور آمریکا تبدیل به یک غول علمی، صنعتی و ارزشهای انسانی در دنیا شد، و شما هنوز به خاطر منافع بیگانه ها منافع افغانستان را قربانی می کنید.
و هنوز ارزو دارید که یک بار دیگر سالهای پس از سقوط نجیب الله بر این کشور تکرار شود!
|
+| نوشته شده توسط
یونس حیدری در یکشنبه
1390/02/04
|